خرید بک لینک
شــایـــد این بــار کســی خیالاتم را چشم نزند...! گــــــــــــژگـــــــــــ + آدرس وبلاگ جدیدم :( روی کلمه گژک که بالا نوشته شده کلیک کنید :( ++هیچوقت دلم نمی خواست این وبم رو ول کنم :( +++اینجا ترک نشده...! نوشته شده در ۱۳٩۳/۱۱/٤ساعت ٤:٢٥ ب.ظ توسط نیایش| دیدگاهـ ()ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نوید احمدپور تاريخ: جمعه 30 تير 1396 ساعت: 13:35

اهم اهم :))

کسی هنوز به اینجا سر میزنه؟:))

ممکنه به زودی دوباره اینجا پست بذارم:)) البته خیلی خیلی با پستای قبلنا متفاوت خواهد بود:)

شایدم یه وب دیگه بسازم :))

برچسب: نویسنده: نوید احمدپور تاريخ: جمعه 30 تير 1396 ساعت: 13:35

سلام ب همگی:) من هنوزم از ادامه دادن فن فیکشنم نا امید نشدم:) بعله!حتی بدون دمن! مخصوصا وقتی بازدید وبم رو میبینم! خب....کسایی ک میخوان وقتی فصلای جدید رو میذارم خبرشون کنم،توی همین پست لطفا بگن و ادرس ایمیلشون یا وبشون رو بدن تا وقتی فصل جدید رو گذاشتم خبرشون کنم:) اگ میشه تو همین پست بگید با تچکر،ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نوید احمدپور تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 13:56

سالگرد هری پاتریست شدنم مباااااااارک:) اردیبهشت نود و یک....تصوراتی غریب...شمیم هایی آشنا...بهاری تمام نشدنی...تابستانی منتظر...رمضانی پر غذا..! و طولانی ترین خرداد دنیا...!خردادی ک این روز ها حس میکنم دوباره زندانی اش شده ام...ب همین زودی...قدم زدن در تالار اسرار با وحشت...بستنی کاکاعویی جلوی باد کادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نوید احمدپور تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 13:56

درخــــت توامــ..!کــآجی کــهنه که رویــآ هآیش را بر دوش می کشــدهر بآر ک از کــنآرم می گذریـ ،ســآیه ام بیشــــتر مـی شود..! سآلگرد دمنتوری شدنم مبآرک..! +++متفاوت برگشتم...! خیلی چیزا عوض میشه! ولی من همون نیایشم..!مرسی از همه کسایی ک این ویزلی رو فراموش نکردن..! ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نوید احمدپور تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 13:56

امروز پنجره شکست...! به هوس دیدن قلمم ، غبآر پنجره رآ پآک کردی...!   و ندآنستی که تمآم آنچه که پنجره دآشت غبآر  وجود من بود...! *نیآیش نوشت :)*              +دلم بآرون میخوآد...حتی به قیمت مدرسه...! ++12 تیر...وبم دوسآله شد و من توی سکوت به یآد خآطره هآ تولدشو تبریک گفتم:( تولدت مبآرک نویسنده ی بزرگ...:)  +++کآش زمآن "بمیره"..|:    ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نوید احمدپور تاريخ: دوشنبه 27 دی 1395 ساعت: 5:22

ایهآم:) عآدت کرده ام به بآ ایهآم سخن گفتن...! فقط همین مآنده که ایهآم هم ترکم کند؛ خسته شود،پوزخند بزند، پنهآن کند... و یک روز من بمآنم و یک دفتر خآلی..:)   *نیآیش نوشت*ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نوید احمدپور تاريخ: دوشنبه 27 دی 1395 ساعت: 5:22

شهریور همگی مبارک...! همیشه عاشق شهریور بودم و هستم....نه به خاطر اینکه ماه تولدمه ، نه به خاطر اینکه تولد من و روپرت گرینت و مهرانه توی یه روز اونم توی شهریوره....بلکه به خاطر تک تک ثانیه های یاسی رنگش عاشقشم... به خاطر اینکه یه چیزی بین تابستون و پاییزه..! اصلا حتی به تنهایی میتونه یه فصل جداگونه باشه...! حس و حال شهریور رو دوست دارم...حتی اسم شهریور هم بهم آرامش میده....:) خدایــــــــــــــا! شکرت واسه شهریور! یه ماهی قشنگ تر از ماه...! :) امروز دو شهریور ، بیست و چهار آگوست، تولد من ، روپرت گرینت و مهرانه ست... :) تولدمون مبــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــارک! بیست و چهار آگوست، دو شهریور...پایدار بمان! حتی بعد از من ، به جای من منتظر بلوط ها باش! :) همه تون رو دوست دارم...:) ممنون از همه کسایی که تولدم رو یادشون بود و تبریک گفتن.... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نوید احمدپور تاريخ: دوشنبه 27 دی 1395 ساعت: 5:22

_...بگو چطور شروع شد؟... _نمی توانم زمان یا مکان یا حرف خاصی را مشخص کنم و بگویم اینطوری شروع شد؛ خیلی وقت پیش بود و قبل از اینکه بفهمم کی شروع شده دیدم وسط های کار هستم.   ســـلام :) خیـلــی اتفاقی تصمیم گرفتم امروز مثله قدیما که پستای طولانی و پربار میذاشتم، و کتاب های مختلف رو معرفی میکردم، دوباره مثل گذشته ها یه پست معرفی کتاب  ذارم...!  غرور و تعصب کتابی هست که امروز قراره بعد از مدت ها معرفی بشه...! کتابی عالی و پر از قوانین و رسم های مردم انگلستان در قدیم هست..:) به قول کت رویال یه کتاب لوس پر از قوانین آداب و معاشرت و نشست و برخاست افراد مهم و دارای مقام هست...:)) منم که عاشق اینجور کتابا بعد از کتابای تخیلی..:)) کلی حس خوبی به آدم میده...اونقدر نویسنده روی نکات ریز رعایت طرز رفتار و اینا توضیح میده که خود ب خود موقع خوندن صاف میشینی...ولی روند قشنگ داستان و توصیف هاش باعث میشه که غرق کتاب بشی و نفهمی که " ای وای اینکه تموم شد...!" کتاب خوبیه و خوندنش اصلا ضرری نداره و اتفاقا خوندنش رو بهتون پیشنهاد میدم :) واسه ی دانلود کتاب غرور و تعصب به ادامه ی مطلب برید...وادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نوید احمدپور تاريخ: دوشنبه 27 دی 1395 ساعت: 5:22

-_________________________________________________________________- پرشین بلاگ، آخه تو چرا باید اینجوری باشی؟ :| امروز صبرم تموم شد :| آیکون نداشتن وبلاگم رو تحمل کردم...اینکه هیچ کد قالب دلخواهم رو پیدا نکردم با ساختن قالبای مسخره ی خودم تحمل کردم...:| سرعت کم وبم رو با کم کردن مطالب صفحه ی اولم تا حدی جبران کردم... اینکه نمیتونی مطلبی رو توی ارسال مطلب کپی پیست کنی با هزار دردسر تحمل کردم...متن مورد نظرم رو مــــــــــــــــــــــی کشیدم و میکندم میذاشتم توی ارسال مطلب :| خیلی دیگ باهات ساختم..هنوزم عاشق وبلاگم با پسوند پرشین بلاگ هستم...ولی واقعا صبرم تموم شده...به احتمال زیاد توی بلاگفا یه وب دیگ میسازم...خیلی واسم سخته...خیلی...دوسال و خورده ایه کلی مطلب رو توی این وب مینویسم...کلی نظر تایید کردم...کلی خاطره دارم... خداحافظ وبلاگ من... :(ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نوید احمدپور تاريخ: دوشنبه 27 دی 1395 ساعت: 5:22

:/

برچسب: نویسنده: نوید احمدپور تاريخ: دوشنبه 27 دی 1395 ساعت: 5:22

:|

برچسب: نویسنده: نوید احمدپور تاريخ: دوشنبه 27 دی 1395 ساعت: 5:22

باورم نمیشه قبلا چقدر توی این کادر کوچولوی قشنگ پرشین بلاگ پست می نوشتم :)

هنوزم عاشق اینجام :)

برچسب: نویسنده: نوید احمدپور تاريخ: دوشنبه 27 دی 1395 ساعت: 5:22

 بــــــــــهـ نــــــــــــــام نویسنده ی بزرگی که هر روزمان را نوشت...! اینجآ یک ویزلی قدم می زند...! این بآلآ روی لبه هآی بلند ترین دیوآر قلعه ، یک ویزلی برآی کوهستآن می نویسد...! اینجآ یک ویزلی برآی کمآنش می نویسد...! اینجآ یک ویزلی از بآلآی قلعه زیر ردایش می نویسد...! اینجآ تنهآ یک ویزلی می نویسد...! یک ویزلی سردرگم...!       +هر جا که " نیآیش نوشت" بود، یعنی بگذار نآرنجی نوشت هآ بیرون از اینجآ نروند...! کپی نکن...:) ++اینجا قلعه ی من بر پاست...! احترآم همه چیز را نگه دآر...! حتی جغد هآیی که در آسمآن اینجآ پرواز می کنند...!          ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نوید احمدپور تاريخ: دوشنبه 27 دی 1395 ساعت: 5:22

صفحه بندی